وبلاگ تخصصی پت الکترونیک | علیرضا صفری

OIML D 10 SERIES Edition 2022 (E)Guidelines for the determination of recalibration intervals of measuring equipment

ILAC انجمن جهانی اعتباربخشی آزمایشگاه‌ها، نهادهای بازرسی، ارائه‌دهندگان آزمون مهارت، تولیدکنندگان مواد مرجع و بیوبانک‌ها است. اعضای این انجمن شامل نهادهای اعتباربخشی و سازمان‌های ذی‌نفع در سراسر جهان می‌باشند.

این انجمن نماینده‌ای است که در زمینه‌های زیر فعالیت دارد:

  • توسعه رویه‌ها و روش‌های اعتباربخشی،
  • ترویج اعتباربخشی به‌عنوان ابزاری برای تسهیل تجارت،
  • حمایت از ارائه خدمات محلی و ملی،
  • کمک به ایجاد و توسعه نظام‌های اعتباربخشی،
  • شناسایی و تأیید صلاحیت آزمایشگاه‌های آزمون (از جمله پزشکی) و کالیبراسیون، نهادهای بازرسی، ارائه‌دهندگان آزمون مهارت، تولیدکنندگان مواد مرجع و بیوبانک‌ها در سطح جهانی.

ILAC به‌طور فعال با سایر سازمان‌های بین‌المللی مرتبط برای دستیابی به این اهداف همکاری می‌کند.

این انجمن با اجرای توافق‌نامه شناسایی متقابل جهانی (ILAC Arrangement) میان نهادهای اعتباربخشی (ABs)، تجارت را تسهیل کرده و از مقررات‌گذاران حمایت می‌کند. داده‌ها و نتایج آزمون صادرشده توسط آزمایشگاه‌ها، نهادهای بازرسی، ارائه‌دهندگان آزمون مهارت و تولیدکنندگان مواد مرجع که همگی تحت عنوان نهادهای ارزیابی انطباق (CABs) شناخته می‌شوند و توسط اعضای ILAC اعتباربخشی شده‌اند، از طریق این توافق‌نامه در سطح جهانی پذیرفته می‌شوند. بدین ترتیب، موانع فنی تجارت مانند نیاز به آزمون مجدد محصولات در هر اقتصاد جدید کاهش یافته و هدف تجارت آزاد تحت شعار «یک بار اعتباربخشی، پذیرش در همه‌جا» محقق می‌شود.

علاوه بر این، اعتباربخشی ریسک کسب‌وکار و مشتریان را کاهش می‌دهد، زیرا اطمینان حاصل می‌شود که نهادهای ارزیابی انطباق معتبر، صلاحیت انجام فعالیت‌های خود را در محدوده اعتباربخشی دارند.

همچنین نتایج حاصل از مراکز معتبر به‌طور گسترده توسط مقررات‌گذاران برای منافع عمومی در ارائه خدماتی همچون محیط زیست پاک، غذای سالم، آب آشامیدنی ایمن، انرژی، خدمات بهداشتی و مراقبت‌های اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نهادهای اعتباربخشی عضو ILAC و نهادهای ارزیابی انطباق تحت پوشش آن‌ها موظف‌اند با استانداردهای بین‌المللی مرتبط و اسناد کاربردی ILAC برای اجرای یکنواخت این استانداردها مطابقت داشته باشند.

نهادهای اعتباربخشی که توافق‌نامه ILAC را امضا کرده‌اند، پیش از تبدیل شدن به امضاکننده رسمی این توافق‌نامه، تحت ارزیابی همتایان از طریق نهادهای همکاری منطقه‌ای رسمی و شناخته‌شده، بر اساس قوانین و رویه‌های ILAC قرار می‌گیرند.

وب‌سایت ILAC مجموعه‌ای از اطلاعات در زمینه‌های اعتباربخشی، ارزیابی انطباق، تسهیل تجارت و همچنین جزئیات تماس اعضا ارائه می‌دهد. اطلاعات تکمیلی برای نشان دادن ارزش ارزیابی انطباق معتبر برای مقررات‌گذاران و بخش عمومی از طریق مطالعات موردی و تحقیقات مستقل نیز در www.publicsectorassurance.org در دسترس است.

© حق نشر متعلق به ILAC – 2022
ILAC استفاده مجاز از انتشارات خود یا بخش‌هایی از آن را توسط سازمان‌هایی که قصد دارند این مطالب را در حوزه‌های مرتبط با آموزش، استانداردسازی، اعتباربخشی یا سایر زمینه‌های مرتبط با تخصص و فعالیت‌های ILAC به‌کار گیرند، تشویق می‌کند.
سندی که مطالب بازتولیدشده در آن درج می‌شود باید حاوی عبارتی باشد که به‌طور رسمی مشارکت و نقش ILAC در آن سند را مورد تأیید و قدردانی قرار دهد.

پیشگفتار (OIML)
سازمان بین‌المللی اندازه‌شناسی قانونی (OIML) یک نهاد بین‌دولتی جهانی است که هدف اصلی آن هماهنگ‌سازی مقررات و کنترل‌های مترولوژیکی است که توسط خدمات ملی اندازه‌شناسی یا سازمان‌های مرتبط کشورهای عضو اعمال می‌شوند.

دسته‌بندی‌های اصلی انتشارات OIML عبارت‌اند از:

  • توصیه‌های بین‌المللی (OIML R): مقررات نمونه‌ای که ویژگی‌های مترولوژیکی مورد نیاز برای برخی ابزارهای اندازه‌گیری را تعیین کرده و روش‌ها و تجهیزات لازم برای بررسی انطباق آن‌ها را مشخص می‌کنند. کشورهای عضو OIML موظف‌اند این توصیه‌ها را تا حد امکان اجرا کنند.
  • اسناد بین‌المللی (OIML D): ماهیتی اطلاع‌رسانی دارند و با هدف هماهنگ‌سازی و بهبود فعالیت‌ها در حوزه اندازه‌شناسی قانونی تدوین می‌شوند.
  • راهنماهای بین‌المللی (OIML G): ماهیتی اطلاع‌رسانی دارند و برای ارائه دستورالعمل‌های کاربردی در اجرای الزامات مرتبط با اندازه‌شناسی قانونی منتشر می‌شوند.
  • انتشارات پایه بین‌المللی (OIML B): قواعد اجرایی ساختارها و نظام‌های مختلف OIML را تعریف می‌کنند.

پیشنویس توصیه‌ها، اسناد و راهنماهای OIML توسط گروه‌های پروژه‌ای مرتبط با کمیته‌های فنی یا زیرکمیته‌ها که شامل نمایندگان کشورهای عضو OIML هستند، تهیه می‌شوند. برخی نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای نیز به‌صورت مشورتی مشارکت دارند. توافق‌نامه‌های همکاری میان OIML و نهادهایی مانند ISO و IEC برقرار شده است تا از ایجاد الزامات متناقض جلوگیری شود. در نتیجه، تولیدکنندگان و کاربران ابزارهای اندازه‌گیری، آزمایشگاه‌های آزمون و سایر نهادها می‌توانند همزمان از انتشارات OIML و سایر سازمان‌ها استفاده کنند.

توصیه‌ها، اسناد، راهنماها و انتشارات پایه بین‌المللی به زبان انگلیسی (E) منتشر شده و به زبان فرانسوی (F) ترجمه می‌شوند و مشمول بازنگری‌های دوره‌ای هستند.

علاوه بر این، OIML در کمیته‌های مشترک با سایر نهادها برای تدوین واژه‌نامه‌ها (OIML V) و راهنماهای مشترک مشارکت دارد و به‌طور دوره‌ای از کارشناسان اندازه‌شناسی قانونی برای نگارش گزارش‌های تخصصی (OIML E) استفاده می‌کند. این گزارش‌ها صرفاً از دیدگاه نویسنده تهیه می‌شوند و بدون دخالت کمیته‌های فنی یا زیرکمیته‌ها و همچنین بدون مشارکت CIML هستند؛ بنابراین الزاماً دیدگاه رسمی OIML را نمایندگی نمی‌کنند.

این انتشارات – با شناسه ILAC-G24 / OIML D 10، ویرایش 2022 – توسط کمیته اعتباربخشی ILAC و کمیته فنی OIML TC 4 (استانداردهای اندازه‌گیری و دستگاه‌های کالیبراسیون و صحه‌گذاری) تدوین شده است. این سند در دسامبر 2022 توسط ILAC و در پنجاه‌وهفتمین نشست کمیته بین‌المللی اندازه‌شناسی قانونی در اکتبر 2022 برای انتشار نهایی تصویب شد و برای تأیید رسمی به کنفرانس بین‌المللی اندازه‌شناسی قانونی ارائه خواهد شد. این نسخه از D 10 جایگزین نسخه پیشین مورخ 2007 است.

انتشارات OIML در قالب فایل‌های PDF از وب‌سایت OIML قابل دریافت هستند. اطلاعات تکمیلی در خصوص انتشارات OIML را می‌توان از دفتر مرکزی سازمان دریافت کرد:

Bureau International de Métrologie Légale
11, rue Turgot – 75009 Paris – France
تلفن: ‎33 1 48 78 12 82
فکس: ‎33 1 42 82 17 27
ایمیل: biml@oiml.org
وب‌سایت: www.oiml.org

1. مقدمه

1.1 این سند راهنما توسط سازمان بین‌المللی اندازه‌شناسی قانونی (OIML) و همکاری بین‌المللی اعتباربخشی آزمایشگاه‌ها (ILAC) به‌عنوان یک پروژه مشترک تدوین و منتشر شده است.

1.2 لازم است به نکات زیر توجه شود:
الف) مسئولیت هر آزمایشگاه است که بر اساس نیازها و ارزیابی ریسک‌های خود، تصمیم بگیرد که کدام‌یک از روش‌های ارائه‌شده در این سند را اجرا کند یا هیچ‌کدام را به‌کار نگیرد.
ب) همچنین مسئولیت هر آزمایشگاه است که اثربخشی روش‌های اجراشده را ارزیابی کند. آزمایشگاه باید مسئولیت پیامدهای ناشی از انتخاب روش‌ها را نیز بپذیرد.

2. دامنه کاربرد

2.1 هدف این سند ارائه راهنمایی به آزمایشگاه‌ها در خصوص روش‌های تعیین و بازنگری فواصل بازکالیبراسیون تجهیزات اندازه‌گیری تحت کنترل آن‌ها، به‌عنوان بخشی از برنامه کالیبراسیون آزمایشگاه است. این سند همچنین برای سایر نهادهای ارزیابی انطباق (مانند نهادهای بازرسی و نهادهای صدور گواهی) و سایر طرف‌ها (مانند تولیدکنندگان) که از تجهیزات اندازه‌گیری استفاده می‌کنند نیز کاربرد دارد.

3. اصطلاحات و تعاریف

مگر آنکه در بندهای بعدی به‌طور خاص ذکر شده باشد، اصطلاحات به‌کاررفته در این سند مطابق با VIM3 [1]، ISO/IEC 17000 [12]، ISO/IEC 17020 [13]، ISO/IEC 17025 [3]، ISO/IEC 17065 [17] و CIPM MRA-G-13 [2] هستند.

برای اهداف این سند، تعاریف و اختصارات زیر اعمال می‌شوند. برخی اصطلاحات در بند 3 همراه با اصطلاحات جایگزین آورده شده‌اند که دارای تعریف یکسان هستند. عبارت «for D 10» نشان‌دهنده متنی است که بخشی از تعریف موجود در اسناد مرجع نیست (مانند توضیحات تکمیلی که به‌طور خاص به اصطلاحات استفاده‌شده در این سند مربوط می‌شوند).

3.1 نهاد اعتباربخشی (ISO/IEC 17000، بند 4.7)

سازمان ذی‌صلاحی که فرآیند اعتباربخشی را انجام می‌دهد.
یادداشت: اختیار یک نهاد اعتباربخشی می‌تواند از دولت، مراجع عمومی، قراردادها، پذیرش بازار یا مالکان طرح‌ها ناشی شود.

3.2 تنظیم یک سیستم اندازه‌گیری (VIM3، بند 3.11)

تنظیم (Adjustment): مجموعه‌ای از عملیات که بر روی یک سیستم اندازه‌گیری انجام می‌شود تا نشانگرهای آن مطابق با مقادیر تعیین‌شده یک کمیت مورد اندازه‌گیری باشد.

یادداشت 1: انواع تنظیم در سیستم اندازه‌گیری شامل تنظیم صفر، تنظیم آفست و تنظیم گستره (که گاهی تنظیم بهره نامیده می‌شود) است.
یادداشت 2: تنظیم یک سیستم اندازه‌گیری نباید با کالیبراسیون اشتباه گرفته شود؛ کالیبراسیون پیش‌نیاز تنظیم است.
یادداشت 3: پس از انجام تنظیم بر روی یک سیستم اندازه‌گیری، معمولاً لازم است سیستم مجدداً کالیبره شود.

3.3 کالیبراسیون (VIM3، بند 2.39)

کالیبراسیون: عملیاتی است که تحت شرایط مشخص، در گام نخست رابطه‌ای میان مقادیر کمیت‌ها با عدم قطعیت‌های اندازه‌گیری ارائه‌شده توسط استانداردهای اندازه‌گیری و نشانه‌های متناظر با عدم قطعیت‌های اندازه‌گیری برقرار می‌کند، و در گام دوم از این اطلاعات برای ایجاد رابطه‌ای جهت به‌دست‌آوردن نتیجه اندازه‌گیری از یک نشانه استفاده می‌شود.

یادداشت 1: کالیبراسیون ممکن است به‌صورت یک بیانیه، تابع کالیبراسیون، نمودار کالیبراسیون، منحنی کالیبراسیون یا جدول کالیبراسیون بیان شود. در برخی موارد، کالیبراسیون شامل یک اصلاح افزایشی یا ضربی بر نشانه همراه با عدم قطعیت اندازه‌گیری است.
یادداشت 2: کالیبراسیون نباید با تنظیم سیستم اندازه‌گیری (که گاهی به‌اشتباه «خودکالیبراسیون» نامیده می‌شود) یا با تأیید کالیبراسیون اشتباه گرفته شود.
یادداشت 3: اغلب تنها گام نخست در تعریف فوق به‌عنوان کالیبراسیون تلقی می‌شود

3.4 قابلیت کالیبراسیون و اندازه‌گیری (CIPM MRA-G-13)

CMC (Calibration and Measurement Capability)

 قابلیت کالیبراسیون و اندازه‌گیری که تحت شرایط عادی در دسترس مشتریان قرار دارد:
الف) همان‌طور که در پایگاه داده مقایسه‌های کلیدی BIPM (KCDB) تحت توافق‌نامه شناسایی متقابل کمیته بین‌المللی اوزان و مقیاس‌ها (CIPM MRA) منتشر شده است؛ یا
ب) همان‌طور که در دامنه اعتباربخشی آزمایشگاه، اعطاشده توسط یکی از امضاکنندگان توافق‌نامه ILAC، توصیف شده است.

3.5 نهاد صدور گواهی (ISO/IEC 17065، بند 3.12)

Certification Body: نهاد ارزیابی انطباق شخص ثالث که طرح‌های صدور گواهی را اجرا می‌کند.
یادداشت: نهاد صدور گواهی می‌تواند دولتی یا غیردولتی باشد (با یا بدون اختیار قانونی)

3.6 ماده مرجع دارای گواهی (VIM3، بند 5.14)

CRM (Certified Reference Material):
ماده مرجعی است که همراه با مستندات صادرشده توسط یک نهاد ذی‌صلاح ارائه می‌شود و یک یا چند مقدار ویژگی مشخص را همراه با عدم قطعیت‌ها و قابلیت ردیابی، با استفاده از روش‌های معتبر، فراهم می‌کند.

مثال: سرم انسانی با مقدار تعیین‌شده برای غلظت کلسترول و عدم قطعیت اندازه‌گیری ذکرشده در گواهی همراه، که به‌عنوان ماده کالیبراتور یا کنترل صحت اندازه‌گیری استفاده می‌شود.

یادداشت 1: «مستندات» به‌صورت «گواهی» ارائه می‌شوند (رجوع شود به ISO Guide 31:2000).
یادداشت 2: روش‌های تولید و صدور گواهی برای مواد مرجع دارای گواهی، به‌عنوان مثال در ISO Guide 34 و ISO Guide 35 ارائه شده‌اند.
یادداشت 3: در این تعریف، «عدم قطعیت» هم شامل «عدم قطعیت اندازه‌گیری» و هم «عدم قطعیت مرتبط با مقدار یک ویژگی اسمی» مانند هویت یا توالی است. «قابلیت ردیابی» هم شامل «ردیابی مترولوژیکی مقدار کمیت» و هم «ردیابی مقدار ویژگی اسمی» می‌شود.
یادداشت 4: مقادیر کمیت مشخص‌شده برای مواد مرجع دارای گواهی نیازمند ردیابی مترولوژیکی همراه با عدم قطعیت اندازه‌گیری هستند (Accred. Qual. Assur.:2006).
یادداشت 5: کمیته ISO/REMCO تعریف مشابهی ارائه کرده است (Accred. Qual. Assur.:2006)، اما از واژه‌های «مترولوژیکی» و «به‌صورت مترولوژیکی» برای اشاره به هر دو نوع کمیت و ویژگی اسمی استفاده می‌کند.

3.7 عدم قطعیت ترکیبی استاندارد اندازه‌گیری (VIM3، بند 2.31)

عدم قطعیت ترکیبی استاندارد: عدم قطعیت استاندارد اندازه‌گیری که با استفاده از عدم قطعیت‌های استاندارد منفرد مرتبط با کمیت‌های ورودی در یک مدل اندازه‌گیری به‌دست می‌آید.
یادداشت: در صورت وجود همبستگی میان کمیت‌های ورودی در یک مدل اندازه‌گیری، کوواریانس‌ها نیز باید در محاسبه عدم قطعیت ترکیبی استاندارد اندازه‌گیری لحاظ شوند (رجوع شود به GUM:1995، بند 2.3.4).

3.8 نهاد ارزیابی انطباق (ISO/IEC 17000، بند 4.6)

Conformity Assessment Body: نهادی که فعالیت‌های ارزیابی انطباق را انجام می‌دهد، به‌استثنای اعتباربخشی.

3.9 نهاد بازرسی (ISO/IEC 17020، بند 3.5)

Inspection Body: نهادی که فعالیت‌های بازرسی را انجام می‌دهد.
یادداشت: نهاد بازرسی می‌تواند یک سازمان یا بخشی از یک سازمان باشد.

3.10 رانش ابزاری (VIM3، بند 4.21)

Instrumental Drift: تغییر پیوسته یا افزایشی در طول زمان در نشانه‌های دستگاه، ناشی از تغییر در ویژگی‌های مترولوژیکی یک ابزار اندازه‌گیری.
یادداشت: رانش ابزاری نه به تغییر در کمیت مورد اندازه‌گیری و نه به تغییر در هیچ کمیت تأثیرگذار شناخته‌شده مربوط است.

3.11 آزمایشگاه (ISO/IEC 17025، بند 3.6)

Laboratory: نهادی که یک یا چند فعالیت زیر را انجام می‌دهد:

  • آزمون (Testing)
  • کالیبراسیون (Calibration)
  • نمونه‌برداری (Sampling) مرتبط با آزمون یا کالیبراسیون بعدی

3.12 وسیله مرجع مادی (VIM3، بند 3.6)

Material Measure: ابزار اندازه‌گیری که در طول استفاده، به‌صورت دائمی کمیت‌هایی از یک یا چند نوع مشخص را با مقدار کمیت تخصیص‌یافته بازتولید یا تأمین می‌کند.

نمونه‌ها: وزنه استاندارد، پیمانه حجمی (با یا بدون مقیاس مقدار کمیت)، مقاومت الکتریکی استاندارد، خط‌کش، بلوک گیج، مولد سیگنال استاندارد، ماده مرجع دارای گواهی.

یادداشت 1: نشانه یک وسیله مرجع مادی همان مقدار کمیت تخصیص‌یافته آن است.
یادداشت 2: یک وسیله مرجع مادی می‌تواند به‌عنوان استاندارد اندازه‌گیری محسوب شود.

3.13 حداکثر خطای مجاز اندازه‌گیری (VIM3، بند 4.26)

Maximum Permissible Error / Limit of Error
 مقدار نهایی خطای اندازه‌گیری، نسبت به یک مقدار مرجع شناخته‌شده، که توسط مشخصات یا مقررات برای یک اندازه‌گیری، ابزار اندازه‌گیری یا سیستم اندازه‌گیری مجاز شمرده می‌شود.

یادداشت 1: معمولاً اصطلاحات «حداکثر خطاهای مجاز» یا «حدود خطا» زمانی استفاده می‌شوند که دو مقدار نهایی وجود داشته باشد.
یادداشت 2: اصطلاح «تلرانس» نباید برای اشاره به «حداکثر خطای مجاز» به‌کار رود.

3.14 نتیجه اندازه‌گیری (VIM3، بند 2.9)

Measurement Result / Result of Measurement:
در چارچوب این سند، نتیجه به‌صورت زیر تعریف می‌شود:
مجموعه‌ای از مقادیر کمیت که به یک اندازه‌شونده (Measurand) نسبت داده می‌شوند، همراه با هرگونه اطلاعات مرتبط و در دسترس دیگر.

یادداشت 1: یک نتیجه اندازه‌گیری معمولاً شامل «اطلاعات مرتبط» درباره مجموعه مقادیر کمیت است، به‌گونه‌ای که برخی از آن‌ها ممکن است نماینده‌تر از اندازه‌شونده باشند. این موضوع می‌تواند به‌صورت تابع چگالی احتمال (PDF) بیان شود.
یادداشت 2: نتیجه اندازه‌گیری معمولاً به‌صورت یک مقدار کمیت اندازه‌گیری‌شده به همراه عدم قطعیت اندازه‌گیری بیان می‌شود. اگر عدم قطعیت اندازه‌گیری برای یک کاربرد خاص قابل چشم‌پوشی باشد، نتیجه اندازه‌گیری ممکن است تنها به‌صورت یک مقدار کمیت اندازه‌گیری‌شده بیان شود. در بسیاری از حوزه‌ها، این روش رایج‌ترین شیوه بیان نتیجه اندازه‌گیری است.
یادداشت 3: در متون سنتی و در نسخه قبلی VIM، نتیجه اندازه‌گیری به‌عنوان یک مقدار نسبت داده‌شده به اندازه‌شونده تعریف شده بود و بسته به زمینه، به‌عنوان یک نشانه، نتیجه اصلاح‌نشده یا نتیجه اصلاح‌شده توضیح داده می‌شد.

3.15 استاندارد اندازه‌گیری (VIM3، بند 5.1)

Measurement Standard / Etalon:
تحقق تعریف یک کمیت مشخص، با مقدار کمیت تعیین‌شده و عدم قطعیت اندازه‌گیری مرتبط، که به‌عنوان مرجع مورد استفاده قرار می‌گیرد.

یادداشت: برای مثال‌ها و توضیحات تکمیلی رجوع شود به VIM3، بند 5.1.

3.16 عدم قطعیت اندازه‌گیری (VIM3، بند 2.26)

Measurement Uncertainty / Uncertainty of Measurement:
پارامتر غیرمنفی که پراکندگی مقادیر کمیت نسبت داده‌شده به یک اندازه‌شونده را بر اساس اطلاعات مورد استفاده مشخص می‌کند.

یادداشت 1: عدم قطعیت اندازه‌گیری شامل مؤلفه‌هایی ناشی از اثرات سیستماتیک است، مانند مؤلفه‌های مرتبط با اصلاحات و مقادیر کمیت تخصیص‌یافته استانداردهای اندازه‌گیری، همچنین عدم قطعیت تعریفی. گاهی اثرات سیستماتیک برآوردشده اصلاح نمی‌شوند، بلکه مؤلفه‌های عدم قطعیت اندازه‌گیری مرتبط در نظر گرفته می‌شوند.
یادداشت 2: این پارامتر می‌تواند به‌عنوان مثال یک انحراف معیار (که عدم قطعیت استاندارد اندازه‌گیری نامیده می‌شود یا مضرب مشخصی از آن) یا نیم‌عرض یک بازه با احتمال پوشش مشخص باشد.
یادداشت 3: عدم قطعیت اندازه‌گیری معمولاً شامل مؤلفه‌های متعددی است. برخی از این مؤلفه‌ها ممکن است با ارزیابی نوع A (بر اساس توزیع آماری مقادیر کمیت از سری اندازه‌گیری‌ها) محاسبه شوند و با انحراف معیار مشخص شوند. سایر مؤلفه‌ها که ممکن است با ارزیابی نوع B (بر اساس توابع چگالی احتمال ناشی از تجربه یا سایر اطلاعات) محاسبه شوند نیز می‌توانند با انحراف معیار مشخص شوند.
یادداشت 4: به‌طور کلی، برای یک مجموعه اطلاعات مشخص، درک می‌شود که عدم قطعیت اندازه‌گیری با مقدار کمیت تعیین‌شده نسبت داده‌شده به اندازه‌شونده مرتبط است. تغییر این مقدار منجر به تغییر عدم قطعیت مرتبط خواهد شد.

3.17 تجهیزات اندازه‌گیری

Measuring Equipment: تجهیزاتی (شامل اما محدود به ابزارهای اندازه‌گیری، نرم‌افزار، استانداردهای اندازه‌گیری، مواد مرجع، داده‌های مرجع، معرف‌ها، مواد مصرفی یا دستگاه‌های کمکی) که برای اجرای صحیح فعالیت‌های آزمایشگاهی مورد نیاز بوده و می‌توانند بر نتایج تأثیر بگذارند.

یادداشت 1: در چارچوب این سند، ابزار اندازه‌گیری بخشی از تجهیزات اندازه‌گیری است که نقش مهمی در فرآیند اندازه‌گیری ایفا می‌کند. برخی ابزارهای اندازه‌گیری می‌توانند به‌طور مستقل برای تکمیل فرآیند اندازه‌گیری یا تحقق یک کمیت فیزیکی استفاده شوند.
یادداشت 2: در چارچوب این سند، تجهیزات اندازه‌گیری می‌توانند معادل سیستم اندازه‌گیری در نظر گرفته شوند.

3.18 ابزار اندازه‌گیری (VIM3، بند 3.1)

Measuring Instrument
 دستگاهی که برای انجام اندازه‌گیری‌ها به‌تنهایی یا همراه با یک یا چند دستگاه کمکی استفاده می‌شود.

یادداشت 1: ابزاری که بتواند به‌طور مستقل استفاده شود، یک سیستم اندازه‌گیری محسوب می‌شود.
یادداشت 2: ابزار اندازه‌گیری می‌تواند یک ابزار نشان‌دهنده یا یک وسیله مرجع مادی باشد.

3.19 سیستم اندازه‌گیری (VIM3، بند 3.2)

Measuring System: مجموعه‌ای از یک یا چند ابزار اندازه‌گیری و اغلب سایر دستگاه‌ها، شامل هرگونه معرف و منبع تغذیه، که به‌صورت یکپارچه مونتاژ و تطبیق داده شده‌اند تا اطلاعات لازم برای تولید مقادیر کمیت‌های اندازه‌گیری‌شده را در بازه‌های مشخص برای انواع کمیت‌های معین فراهم کنند.

یادداشت: یک سیستم اندازه‌گیری ممکن است تنها از یک ابزار اندازه‌گیری تشکیل شده باشد.

3.20 ماده مرجع (VIM3، بند 5.13)

Reference Material (RM)
 ماده‌ای که از نظر ویژگی‌های مشخص، به اندازه کافی همگن و پایدار بوده و برای استفاده مورد نظر در اندازه‌گیری یا بررسی ویژگی‌های اسمی مناسب تشخیص داده شده است.

یادداشت: برای توضیحات تکمیلی رجوع شود به VIM3، بند 5.13.

3.21 مقدار مرجع کمیت (VIM3، بند 5.18)

Reference Quantity Value / Reference Value
مقدار کمیتی که به‌عنوان مبنای مقایسه با مقادیر کمیت‌های هم‌نوع استفاده می‌شود.

یادداشت 1: مقدار مرجع کمیت می‌تواند مقدار واقعی یک اندازه‌شونده باشد (که در این حالت ناشناخته است) یا یک مقدار قراردادی کمیت باشد (که در این حالت شناخته‌شده است).
یادداشت 2: مقدار مرجع کمیت همراه با عدم قطعیت اندازه‌گیری معمولاً با ارجاع به موارد زیر ارائه می‌شود:
الف) یک ماده، مانند ماده مرجع دارای گواهی (CRM)،
ب) یک دستگاه، مانند لیزر پایدار،
ج) یک روش اندازه‌گیری مرجع،
د) مقایسه استانداردهای اندازه‌گیری.

4. کلیات

4.1 یکی از جنبه‌های مهم برای حفظ توانایی یک آزمایشگاه در تولید نتایج اندازه‌گیری قابل ردیابی، تعیین حداکثر دوره زمانی مجاز بین کالیبراسیون‌های متوالی (بازکالیبراسیون‌ها) تجهیزات اندازه‌گیری مورد استفاده است. استانداردهای بین‌المللی مختلف که به فعالیت‌های اندازه‌گیری می‌پردازند این موضوع را در نظر گرفته‌اند، مانند ISO/IEC 17025 [3] و ISO 15189 [15]. علاوه بر این، این موضوع در استانداردهای بین‌المللی قابل‌اجرا برای نهادهای ارزیابی انطباق و سایر طرف‌هایی که مطابق با استانداردهایی نظیر ISO/IEC 17020 [13]، ISO/IEC 17043 [14]، ISO/IEC 17065 [17]، ISO 9001 [11]، ISO 17034 [16] یا ISO 22870 [18] فعالیت می‌کنند نیز لحاظ شده است.

یادداشت: ایجاد و حفظ قابلیت ردیابی نتایج اندازه‌گیری می‌تواند از طریق روش‌هایی مانند (اما نه محدود به):

  • تعریف تناوب کالیبراسیون،
  • تعریف اقدامات کنترل فرآیند،
  • تعریف آزمون‌های میانی.

4.2 اهداف کالیبراسیون تجهیزات اندازه‌گیری به‌عنوان روشی برای حفظ ردیابی مترولوژیکی عبارت‌اند از:
الف) ارائه برآوردی از انحراف بین مقدار مرجع و مقدار به‌دست‌آمده با استفاده از تجهیزات اندازه‌گیری، و عدم قطعیت این انحراف، در زمان استفاده واقعی از تجهیزات؛
ب) پشتیبانی از اعتبارسنجی عدم قطعیت اندازه‌گیری موردنیاز یا اعلام‌شده که می‌تواند با تجهیزات اندازه‌گیری حاصل شود؛
ج) تأیید اینکه آیا تغییری در تجهیزات اندازه‌گیری رخ داده است یا خیر، که می‌تواند باعث ایجاد تردید در نتایج ارائه‌شده در دوره گذشته شود.

4.3 یکی از مهم‌ترین تصمیمات در خصوص کالیبراسیون تجهیزات اندازه‌گیری، زمان‌بندی و تناوب اجرای آن است. فاصله بین کالیبراسیون‌ها موضوعی حیاتی است و تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که باید توسط آزمایشگاه در نظر گرفته شوند. مهم‌ترین این عوامل در بند 5.1 ارائه شده‌اند.

4.4 سوابق کالیبراسیون می‌توانند برای تعیین فواصل بازکالیبراسیون مورد استفاده قرار گیرند، زمانی که کالیبراسیون‌ها توسط موارد زیر (اما نه محدود به آن‌ها) انجام شده باشند:
الف) مؤسسات ملی مترولوژی و مؤسسات تعیین‌شده که تحت فرآیندهای بازبینی همتای مناسب در چارچوب CIPM MRA قرار گرفته‌اند؛ یا
ب) آزمایشگاه‌هایی که توسط یک نهاد اعتباربخشی که امضاکننده توافق‌نامه ILAC یا توافق‌نامه‌های منطقه‌ای شناخته‌شده توسط ILAC است، اعتباربخشی شده‌اند؛ یا
ج) کالیبراسیون ارائه‌شده توسط مؤسسات ملی مترولوژی، مؤسسات تعیین‌شده یا آزمایشگاه‌هایی که شرایط بندهای (الف) یا (ب) را برآورده نمی‌کنند اما خدمات آن‌ها برای استفاده موردنظر مناسب است، مشروط بر اینکه شرایط (الف) یا (ب) به دلایل غیر اقتصادی (یعنی عدم دسترس بودن) قابل تحقق نباشد. همچنین رجوع شود به ILAC P10 [19].

توصیه‌های فوق مانع از مشارکت سایر طرف‌ها نمی‌شوند، مشروط بر اینکه شواهد کافی از ردیابی مترولوژیکی موجود باشد.

4.5 پذیرفته شده است که هزینه‌های مرتبط با انجام بازکالیبراسیون‌ها ممکن است در صورت افزایش تناوب بازکالیبراسیون‌ها بیشتر شود. با این حال، این هزینه‌ها باید در برابر افزایش عدم قطعیت‌های اندازه‌گیری یا افزایش ریسک کاهش قابلیت اطمینان اندازه‌گیری که ممکن است در فواصل طولانی‌تر بازکالیبراسیون رخ دهد، متعادل شوند.

4.6 هیچ روش واحد و جهانی که به‌طور عمومی بهترین شیوه برای تعیین و تنظیم فواصل بازکالیبراسیون باشد وجود ندارد. این امر نیاز به درک بهتر موضوع بازکالیبراسیون را ایجاد کرده است.

ادامه فصل 4 – کلیات

تعیین فواصل بازکالیبراسیون:
از آنجا که هیچ روش واحدی برای کل طیف تجهیزات اندازه‌گیری به‌طور کامل مناسب نیست، برخی از روش‌های ساده‌تر برای تخصیص و بازنگری فواصل بازکالیبراسیون و میزان تناسب آن‌ها برای انواع مختلف تجهیزات اندازه‌گیری در این سند پوشش داده شده‌اند.

یادداشت: این روش‌ها با جزئیات بیشتر در برخی استانداردهای معتبر توسط سازمان‌های فنی شناخته‌شده (مانند [6]، [7]، [8]) یا در نشریات علمی مرتبط منتشر شده‌اند.

4.7 روش‌های تعیین فواصل بازکالیبراسیون که توسط آزمایشگاه توسعه داده شده یا اقتباس شده‌اند نیز می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند، مشروط بر اینکه مناسب و اعتبارسنجی شده باشند.

4.8 آزمایشگاه باید روش‌های مناسب برای تعیین فواصل بازکالیبراسیون را انتخاب کرده و آن‌ها را مستندسازی کند. نتایج کالیبراسیون باید جمع‌آوری و نگهداری شوند تا به‌عنوان داده‌های تاریخی مبنای تصمیمات آینده در خصوص فواصل بازکالیبراسیون تجهیزات اندازه‌گیری قرار گیرند.

4.9 آزمایشگاه باید یک سیستم مناسب برای آزمون‌های میانی داشته باشد تا از عملکرد صحیح و وضعیت کالیبراسیون تجهیزات اندازه‌گیری بین کالیبراسیون‌ها اطمینان حاصل کند (به‌عنوان مثال رجوع شود به ISO/IEC 17025 [3]).

4.10 آزمایشگاه باید بررسی کند که آیا نتایج کالیبراسیون خارجی و/یا آزمون‌های میانی در محدوده‌های از پیش تعیین‌شده قرار دارند یا خیر، پیش از آنکه تجهیزات اندازه‌گیری برای استفاده بیشتر تأیید شوند.

یادداشت 1: برای برخی انواع تجهیزات اندازه‌گیری، هر ابزار یا دستگاه تشکیل‌دهنده تجهیزات ممکن است به‌طور جداگانه کالیبره شود. در این حالت، عدم قطعیت استاندارد ترکیبی تجهیزات اندازه‌گیری از عدم قطعیت‌های ناشی از تمامی ابزارها و دستگاه‌ها محاسبه می‌شود.
یادداشت 2: ممکن است لازم باشد فواصل کالیبراسیون کل تجهیزات اندازه‌گیری یا ابزارها و دستگاه‌های آن بر اساس داده‌های به‌دست‌آمده از کالیبراسیون‌های قبلی مجدداً ارزیابی شوند.

5. انتخاب اولیه فواصل بازکالیبراسیون

5.1 تصمیم اولیه در تعیین فاصله بازکالیبراسیون عمدتاً بر اساس یک تحلیل ارزیابی ریسک اتخاذ می‌شود و باید عوامل زیر (اما نه محدود به آن‌ها) را در نظر بگیرد:

الف) عدم قطعیت اندازه‌گیری موردنیاز و ارزیابی‌شده توسط آزمایشگاه؛
ب) نوع تجهیزات اندازه‌گیری و اجزای آن؛
ج) ریسک فراتر رفتن تجهیزات اندازه‌گیری از حدود از پیش تعیین‌شده (مانند حداکثر خطای مجاز) یا الزامات دقت در کاربرد؛
د) توصیه‌های سازنده در خصوص تجهیزات اندازه‌گیری (به‌عنوان مثال زمانی که عدم قطعیت اندازه‌گیری موردنیاز و ارزیابی‌شده توسط آزمایشگاه بر اساس دقت ابزار تعیین می‌شود)؛
هـ) گرایش به فرسودگی و رانش (Drift)؛
و) میزان و شدت استفاده مورد انتظار؛
ز) شرایط محیطی (مانند شرایط آب‌وهوایی، ارتعاش، تابش یون‌ساز)؛
ح) تأثیر کمیت اندازه‌گیری‌شده (مانند اثر دمای بالا بر ترموکوپل‌ها) بر نتایج اندازه‌گیری؛
ط) داده‌های تجمیع‌شده یا منتشرشده درباره دستگاه‌های مشابه؛
ی) تناوب مقایسه‌ها با سایر استانداردهای اندازه‌گیری یا ابزارهای اندازه‌گیری؛
ک) تناوب، کیفیت و نتایج آزمون‌های میانی؛
ل) شرایط حمل‌ونقل تجهیزات اندازه‌گیری و ریسک‌های مرتبط؛
م) میزان آموزش کارکنان بهره‌بردار و درجه اجرای رویه‌های تثبیت‌شده؛
ن) الزامات قانونی.


5.2

تصمیم باید توسط پرسنلی اتخاذ شود که دارای صلاحیت فنی مرتبط باشند. برای هر قطعه (یا گروهی از قطعات) تجهیزات اندازه‌گیری باید برآوردی از دوره زمانی انجام شود که طی آن قطعه‌ها احتمالاً در محدوده‌های تعیین‌شده (مانند حداکثر خطای مجاز یا الزامات دقت) پس از کالیبراسیون باقی می‌مانند.

6. روش‌های بازنگری فواصل بازکالیبراسیون

یادداشت: روش‌های شرح داده‌شده در این بخش می‌توانند برای بازنگری نوع و تناوب آزمون‌های میانی نیز مورد استفاده قرار گیرند.

6.1 اصول کلی

هنگامی که کالیبراسیون به‌صورت روتین و بر اساس تعداد مشخصی از نتایج متوالی انجام شده باشد، تنظیم فواصل بازکالیبراسیون باید امکان‌پذیر باشد تا تعادل بین ریسک‌ها و هزینه‌ها همان‌طور که در جنبه‌های کلی بیان شد، بهینه شود. احتمالاً مشخص خواهد شد که فواصل انتخاب‌شده اولیه نتایج مطلوب و بهینه را ارائه نمی‌دهند، به دلایل مختلف، از جمله:

الف) تجهیزات اندازه‌گیری ممکن است بیش از حد انتظار یا کمتر از آن قابل اعتماد باشند؛
ب) میزان استفاده و دقت در نگهداری ممکن است مطابق پیش‌بینی نباشد؛
ج) برای برخی تجهیزات اندازه‌گیری ممکن است انجام کالیبراسیون جزئی کافی باشد و نیازی به کالیبراسیون کامل نباشد؛
د) رانش ابزاری تعیین‌شده از طریق بازکالیبراسیون تجهیزات اندازه‌گیری ممکن است نشان دهد که فواصل کوتاه‌تر کالیبراسیون لازم هستند یا فواصل طولانی‌تر بدون افزایش ریسک امکان‌پذیرند.

روش‌های مختلفی برای بازنگری فواصل بازکالیبراسیون وجود دارند. انتخاب روش بستگی دارد به اینکه:
الف) تجهیزات اندازه‌گیری به‌صورت فردی یا گروهی (مثلاً بر اساس مدل سازنده یا نوع) در نظر گرفته شوند؛
ب) عملکرد تجهیزات اندازه‌گیری به دلیل رانش در طول زمان یا استفاده، نتواند حدود تعیین‌شده (مانند حداکثر خطای مجاز یا الزامات دقت) را برآورده کند؛
ج) تجهیزات اندازه‌گیری انواع مختلفی از ناپایداری‌ها را نشان دهند؛
د) تجهیزات اندازه‌گیری تحت تنظیمات قرار گیرند؛
هـ) داده‌ها و سوابق کالیبراسیون تجهیزات اندازه‌گیری (مانند داده‌های روند حاصل از سوابق کالیبراسیون قبلی، تاریخچه ثبت‌شده نگهداری و سرویس ابزار اندازه‌گیری، داده‌های آزمون‌های میانی) قابل تحلیل باشند.

تجهیزات اندازه‌گیری جدید باید با تناوب بیشتری کالیبره شوند تا هرگونه روند در ویژگی‌های عملکرد آن‌ها شناسایی شود، روندی که ممکن است نشان دهد تغییر در فاصله بازکالیبراسیون لازم است. بازنگری مستمر فواصل بازکالیبراسیون و عملکرد تجهیزات ضروری است و به همین دلیل، فواصل ثابت بازکالیبراسیون توصیه نمی‌شوند مگر اینکه این فاصله در یک سند هنجاری مانند روش اندازه‌گیری مرجع، روش مشخص‌شده یا یک استاندارد توافقی تعیین شده باشد.

6.2 روش 1: تنظیم خودکار یا «پله‌ای» (بر اساس زمان تقویمی)

هر بار که یک قطعه از تجهیزات اندازه‌گیری به‌صورت روتین کالیبره می‌شود، فاصله بازکالیبراسیون بعدی در صورتی افزایش می‌یابد (یا بدون تغییر باقی می‌ماند) که انحراف از مقدار مرجع در محدوده درصد تعریف‌شده‌ای از بازه بین حداکثر خطاهای مجاز قرار گیرد. در غیر این صورت، اگر انحراف از مقدار مرجع خارج از این درصد از بازه باشد، فاصله بازکالیبراسیون کاهش می‌یابد. حداکثر خطاهای مجاز می‌توانند با هر مجموعه دیگری از حدود جایگزین شوند، در صورت نیاز. توصیه می‌شود معیارهای تصمیم‌گیری مناسب برای افزایش یا کاهش فاصله بازکالیبراسیون تجهیزات اندازه‌گیری برای موارد فردی مشخص تعیین شوند.

این واکنش «پله‌ای» می‌تواند منجر به تنظیم سریع فواصل شود و بدون تلاش اداری قابل اجراست. هنگامی که سوابق کالیبراسیون نگهداری و استفاده شوند، مشکلات آینده در یک گروه از تجهیزات اندازه‌گیری قابل پیش‌بینی خواهند بود، زیرا سوابق نشان‌دهنده نیاز به اصلاحات فنی یا نگهداری پیشگیرانه هستند.

یکی از معایب سیستم‌هایی که تجهیزات اندازه‌گیری را به‌صورت فردی مدیریت می‌کنند این است که دشوار است بار کاری کالیبراسیون را یکنواخت، نسبتاً پایدار و متعادل بین ریسک‌ها و هزینه‌ها نگه داشت و این امر نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و پیشرفته است.

استفاده از این روش برای تعیین فواصل بازکالیبراسیون بسیار طولانی مناسب نیست، زیرا چنین حالتی می‌تواند منجر به ریسک‌های مرتبط با ابطال تعداد زیادی از نتایج اندازه‌گیری گزارش‌شده یا تکرار حجم قابل‌توجهی از کار شود و در نهایت این ریسک‌ها غیرقابل‌قبول شوند.

6.3 روش 2: نمودار کنترلی (بر اساس زمان تقویمی)

نمودارهای کنترلی یکی از مهم‌ترین ابزارهای کنترل کیفیت آماری (SQC) هستند و در انتشارات مختلف (مانند [4]، [5]، [9]) به‌خوبی شرح داده شده‌اند. اصول این روش به‌صورت زیر است:
نقاط کالیبراسیون مهم انتخاب می‌شوند و نتایج در مقابل زمان ترسیم می‌گردند. از این نمودارها، هم پراکندگی نتایج و هم رانش ابزاری محاسبه می‌شود. رانش ابزاری میانگین رانش در طول یک فاصله بازکالیبراسیون است، هرچند برای تجهیزات اندازه‌گیری بسیار پایدار ممکن است چندین فاصله در محاسبه لحاظ شوند. بر اساس این داده‌ها، فاصله بهینه بازکالیبراسیون قابل محاسبه است.

برای استفاده از این روش، دانش قابل‌توجهی از ویژگی‌های تغییرپذیری تجهیزات اندازه‌گیری مورد نیاز است. تغییرات قابل‌توجهی در فواصل بازکالیبراسیون نسبت به فواصل تجویزی ممکن است رخ دهد، زیرا عملکرد نمودار کنترلی قابل محاسبه است و دست‌کم در تئوری، فاصله بازکالیبراسیون کارآمد را ارائه می‌دهد. علاوه بر این، محاسبه پراکندگی نتایج نشان خواهد داد که آیا حدود مشخصات سازنده منطقی هستند یا خیر، و تحلیل رانش ابزاری یافت‌شده ممکن است علت رانش را مشخص کند.

یادداشت: این روش برای کالیبراسیون تجهیزات اندازه‌گیری بدون رانش ابزاری مناسب نیست. این روش برای مثال برای یک وسیله مرجع مادی با مقدار کمیت تخصیص‌یافته منفرد، مانند کالیبراسیون بلوک گیج یا مقاومت استاندارد، مناسب است.

6.4 روش 3: زمان در حال استفاده

این روش نوعی تغییر یافته از روش‌های 1 و 2 است. روش پایه بدون تغییر باقی می‌ماند، اما فاصله بازکالیبراسیون به‌جای زمان تقویمی (مثلاً ماه‌ها)، بر اساس ساعات استفاده واقعی بیان می‌شود. تجهیزات اندازه‌گیری به دستگاهی مجهز می‌شوند که زمان واقعی «در سرویس بودن» را نشان می‌دهد و هنگامی که این نشانگر به مقدار مشخصی برسد، تجهیزات برای کالیبراسیون بازگردانده می‌شوند.

نمونه‌هایی از این تجهیزات عبارت‌اند از:

  • ترموکوپل‌ها در دماهای بسیار بالا،
  • لامپ‌های استاندارد که رانش آن‌ها وابسته به زمان روشن بودن است،
  • دستگاه‌های وزنه مرده برای فشار گاز یا گیج‌های طولی (تجهیزاتی که ممکن است دچار فرسایش مکانیکی شوند).

مزایا:

  • تعداد کالیبراسیون‌ها و در نتیجه هزینه کالیبراسیون مستقیماً با مدت زمان استفاده از تجهیزات اندازه‌گیری متناسب است.
  • امکان استفاده از تایمر خودکار برای ثبت ساعات استفاده تجهیزات وجود دارد.

معایب عملی:
الف) برای تجهیزات اندازه‌گیری شامل ابزارهای غیرفعال (که نیاز به منبع انرژی اضافی ندارند، مانند تضعیف‌کننده‌ها) یا استانداردهای اندازه‌گیری غیرفعال (مانند مقاومت یا ظرفیت خازنی) مناسب نیست.
ب) برای تجهیزاتی که رانش یا افت کیفیت آن‌ها در زمان عدم استفاده (مثلاً در حالت ذخیره‌سازی) یا در اثر چرخه‌های روشن/خاموش کوتاه رخ می‌دهد، مناسب نیست.
ج) هزینه اولیه تهیه و نصب تایمرهای مناسب برای ثبت زمان «در سرویس بودن» ممکن است بالا باشد، به‌ویژه اگر زمان به‌صورت دستی ثبت نشود. همچنین احتمال دخالت کاربران در تایمرها وجود دارد که نیازمند نظارت بیشتر و افزایش هزینه‌ها خواهد بود.
د) برنامه‌ریزی کار بازکالیبراسیون دشوارتر از روش‌های 1 و 2 است، زیرا امکان پیش‌بینی دقیق تاریخ کالیبراسیون بعدی وجود ندارد.

6.5 روش 4: آزمون «در سرویس» یا تست جعبه سیاه

این روش نیز نوعی تغییر یافته از روش‌های 1 و 2 است و به‌ویژه زمانی مناسب است که امکان انجام یک آزمون سریع/ساده بر روی تجهیزات اندازه‌گیری یا یکی از اجزای آن وجود داشته باشد.

در این روش، پارامترهای بحرانی به‌طور مکرر (مثلاً روزانه یا حتی بیشتر) توسط تجهیزات قابل‌حمل کالیبراسیون یا ترجیحاً توسط یک «جعبه سیاه» که به‌طور خاص برای بررسی پارامترهای انتخاب‌شده طراحی شده است، کنترل می‌شوند. اگر تجهیزات اندازه‌گیری توسط جعبه سیاه یا تجهیزات قابل‌حمل کالیبراسیون خارج از محدوده خطای مجاز (یا هر مجموعه حدود دیگر موردنیاز) تشخیص داده شوند، برای کالیبراسیون کامل و در صورت نیاز تنظیم بازگردانده می‌شوند. این روش ممکن است مؤثرتر از ارزیابی صرفاً فاصله بازکالیبراسیون تجهیزات اصلی باشد.

نمونه تجهیزات مناسب برای این روش:

  • دانسیته‌سنج‌ها (نوع تشدیدی)،
  • دماسنج‌های مقاومتی پلاتین (Pt) همراه با روش‌های مبتنی بر زمان تقویمی،
  • دوزیمترها (با منبع داخلی)،
  • صداسنج‌ها (با منبع داخلی).

مزایا:

  • حداکثر دسترس‌پذیری تجهیزات برای کاربر را فراهم می‌کند.
  • برای تجهیزاتی که از نظر جغرافیایی دور از آزمایشگاه قرار دارند بسیار مناسب است، زیرا کالیبراسیون کامل تنها زمانی انجام می‌شود که واقعاً لازم باشد.

چالش‌ها:

  • دشواری در تعیین پارامترهای بحرانی و طراحی جعبه سیاه.
  • امکان وجود خطا در پارامترهایی که توسط جعبه سیاه اندازه‌گیری نمی‌شوند.
  • ویژگی‌های خود جعبه سیاه ممکن است ثابت باقی نمانند، بنابراین نیاز به انتخاب و بازنگری دوره‌ای فاصله بازکالیبراسیون جعبه سیاه وجود دارد.

6.6 روش 5: سایر رویکردهای آماری

روش‌هایی مبتنی بر تحلیل آماری تجهیزات اندازه‌گیری منفرد یا گروهی از ابزارهای اندازه‌گیری نیز می‌توانند رویکردی مناسب باشند. این روش‌ها به‌ویژه زمانی که همراه با ابزارهای نرم‌افزاری مناسب استفاده شوند، توجه بیشتری را به خود جلب کرده‌اند. نمونه‌ای از چنین ابزار نرم‌افزاری و مبانی ریاضی آن توسط A. Lepek [10] شرح داده شده است.

هنگامی که تعداد زیادی تجهیزات اندازه‌گیری یکسان (یعنی گروهی از تجهیزات اندازه‌گیری) باید کالیبره شوند، فواصل بازکالیبراسیون می‌توانند با کمک روش‌های آماری بازنگری شوند (به‌عنوان مثال [8]). نمونه‌های دقیق‌تر در انتشارات کنفرانس ملی آزمایشگاه‌های استاندارد (NCSL International) تحت عنوان روش توصیه‌شده RP-1: ایجاد و تنظیم فواصل کالیبراسیون [7] ارائه شده‌اند.


6.7 مقایسه روش‌های بازنگری فواصل بازکالیبراسیون

هیچ‌یک از روش‌های شرح داده‌شده در بندهای 6.2 تا 6.6 به‌طور کامل برای همه شرایط، همه تجهیزات اندازه‌گیری و همه آزمایشگاه‌ها مناسب نیستند (رجوع شود به جدول 1). آزمایشگاه می‌تواند با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از عوامل مطرح‌شده در بخش‌های 4، 5 و 6.1، مناسب‌ترین روش را برای هر مورد انتخاب کند. همچنین ممکن است عوامل اضافی دیگری وجود داشته باشند که بر انتخاب روش توسط آزمایشگاه تأثیر بگذارند.

باید توجه داشت که انتخاب روش تحت تأثیر این موضوع قرار خواهد گرفت که آیا آزمایشگاه قصد دارد یک برنامه نگهداری برنامه‌ریزی‌شده برای تجهیزات معرفی کند یا خیر. همچنین باید توجه داشت که روش انتخاب‌شده قطعاً بر سوابق بازکالیبراسیون نگهداری‌شده تأثیر خواهد گذاشت.


جدول 1 – مقایسه روش‌های بازنگری فواصل بازکالیبراسیون

عملکرد / روشروش 1 پله‌ایروش 2 نمودار کنترلیروش 3 زمان در حال استفادهروش 4 جعبه سیاهروش 5 سایر رویکردهای آماری
قابلیت اطمینانمتوسطبالامتوسطبالامتوسط
میزان تلاش برای اجراکمزیادمتوسطکمزیاد
تعادل بار کاری بین ریسک و هزینه‌هامتوسطمتوسطکممتوسطکم
کاربردپذیری نسبت به دستگاه‌های خاصمتوسطکمزیادزیادکم
دسترس‌پذیری تجهیزات اندازه‌گیریمتوسطمتوسطمتوسطزیادمتوسط

یادداشت 1: درجه‌بندی بهتر زمانی حاصل می‌شود که از ابزار نرم‌افزاری مناسب استفاده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *